امروز ایرانی های اتن مثل همه همه ایرانی ها تو همه دنیا جمع شدند تا همبستگی و هم پیمانی خودشان با مردم ایران را اعلام بکنند . اما در بعد از ظهر روز 22 بهمن و قبل از گردهمایی ما روبه روی مجلس یونان از طرف دوستان سبزی که در سفارت داریم به ما خبر رسید که امروز به مناسبت 22 بهمن جشنی در حوالی موزه جنگ برگزار خواهد شد . معمولا جشن هایی که سفارت برگزار میکند یا به صورت کاملا بسته هست و یا باید با کارت دعوت رفت که خوشبختانه این بار این مشکلات وجود نداشت . برنامه ساعت 2030 دقیقه بود ما پس از تمام شدن برنامه در روبه روی مجلس یونان به طرف جایی که جشن سفارت بود حرکت کردیم تا انجا را پیدا کنیم و به دیگران هم خبر بدهیم . بعد از پیدا کردن محل و خبر رسانی به دوستان ما وارد محل شدیم و ردیف دوم از جلو نشستیم و منتظر دوستان . از شروع برنامه چیزی نگذشته که از کسی دعوت کردند به نام اینکه این اقا استاد دانشگاه هست که شبیه همه چیز بود الا استاد دانشگاه رفت در جایگاه و حرف هایی بی ربط زد در ایران و دولت مهر و محبت ایران و اینکه ما شما را خیلی دوست داریم و امام خمینی رو دوست داریم و روحش شاد و ما مسیحی ها شما مسلمون ها را دوست داریم و در اخر هم اشاره ای کرد به عکسی که خمینی و خامنه ای با هم بودند خمینی را شناخت و سوال کرد که اون یکی کیه بهش گفتند خامنه ای اونم گفت خدا روح هر دو شان را قرین رحمت کنه و واسه همه تابلو شد که این اقا از ایران هیچی سرش نمی شه اما تا اومدم سوالی بپرسم رفت و زود سر جاش نشست همین موقع از کشیش یا پاپاس ظاهرا محترمی که اونجا بود دعوت شد به سخنرانی که با اکراه قبول کرد پیرمردی سپید مو و با ریش کاملا سفید که به سختی رفت به جایگاه و اونطور که گفته می شد سه سال در کلیسایی در تهران کار کرده بود و از ایران گفت و مهمانوازی و دوستی با مردم ایران و دوستی مسیحی ها با مسلمان . بعد نشستن ایشان و تمام شدن تشویق ها و قبل از شروع برنامه بعدی من بلند شدم و سوال پرسیدم از ان شخص روحانی که شما که دم از دوستی میزنید ایا میدانید که در کشور من ایران امروز اگر تغییر مذهب بدهی و مسیحی بشوی تو را به دار می اویزند ؟ که با این سوال جو متشنج شد و راه برای حرف های دیگر باز شد که به انها گفتیم که شرم بر شما باد که مردم ایران را امروز در ایران می کشند و شما اینجا جشن می گیرید . چند از دوستان هم با شال گردن های سبز اعلام پشتیبانی کرد و جالب این بود وقتی داشتم حرف میزدم کسانی از میهمانان خود سفارت تشویق و تایید میکردند . زمانی که داشتم حرف میزدم کسی از وسط جمعیت با همان ظاهر معلوم حال بسیجی های خودم برگشت و گفت تو میدانی الان اسراییل تو فلسطین داره چیکار میکنه ! داشتم فکر میکردم به اون چه جوابی بدم که یکی یقه ام را کشید و من را از جایم به طرف بیرون بردند پیرمردی از سفارت هم که ظاهرا در کار ترانزیت فعالیت دارد و پاسپورت المان را هم دارد (چیزی که من از دوستان در بازداشتگاه شنیدم ) هر چه سعی کرد که لباسم را پاره کند نتوانست و من و دوستانم در این مدتی که ما را بیرون میبردند با این که هتاکی شنیدیم و حتی دست به یقه شدند که ما کاری بکنیم اما با خونسردی دست به کسی نزدیم و حرف زشتی هم در جواب نگفتیم . چند ساعت هم ما را در بازداشتگاه پلیس نگه داشتند و گفتند جشن سفارت که تمام شد اگر از شما شکایتی نشد شما ازادید و ما هم گفتیم ما از سفارت شکایت داریم که در جواب سوال ما لباسم را کشیدند و از فرم افتاد ! و هم به دوستام فحش دادند ... و بعد از حدود 4 ساعت که بازداشتگاه بودیم ساعت 12 شب ما را ازاد کردند . وخوشحال از بهم ریختن جشن سفارت به خانه برگشتیم . پرانتزی که باید باز کنم این است که در تمام جشن های سفارت اون استاد دانشگاه را میاورند و احتمالا نان از سفارت میخورد تا چند روز دیگر پیدا میکنیم کی هست و به شما هم اطلاع میدهیم . ضمنا ویدیو هم احتمالا پیدا میکنیم و براتون میذاریم .این عکس های میدان سینداغما هست و تو بازداشتگاه پلیس
پیروز باشید
۱ نظر:
درود بر شما
ببین برادر
تا زمانی که ملت غرق در نادانی باشند هیچ خبری از اون عظمت و ابهت ایرانی نخواهد بود
شما ایرانی های خارج از کشور هم زیاد زور نزنید ایران درست بشو نیست
ارسال یک نظر